فريدون بن احمد سپهسالار

231

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

بيارايم جهانى را بحسن خويش و زيبائى * چو جان را من بيفزودم بدن را خوش بيالايم خمش كن چند مىگوئى جهانى شد ز تو نالان * بست باشد ازين شهوت بهل تا من بپالايم رها كن تا كه چون ماهى گدازان در غمش باشم * كه تا چون مه بكاهم من چو مه ز آن پس بيفزايم چو شمس الدين تبريزى مرا مجنون و شيدا كرد * ز عشق روى او شادان به بام چرخ آلايم